کلبه عشق یک شنبه 24 مهر 1390برچسب:, :: 17:42 :: نويسنده : بهار
از شهر چه خبر؟ شيراز و میگن نازِ واسی آُفتو جِنگِش قلبارو گِرِِن میزنه به هم تیرشهی تِنگِش بلبل تو کوچا، تو پس کوچا غزل میخونه شعرای ترِحافظ میچکه از سرِ چِنگِش عطر گل ياس با نسترن، بهار نارنج هی سر میکشه از تو خوناهای واز وِلِنگِش این جان که اگر چِش تو چِشای هکی بدوزی ساز دِلشو میشنُفی از جِلِنگ جِلِنگِش اینجان که با فوتِ کاسهگری، امرو و فردو تام پات میسره دنبال دخترا ی زِِرِنگِش اَگه دختر همسایهي دیوار به ديوار، ليم ليم ديوارک زد تو بدو بزن پلنگِش قلبای پیزِری نیس تو سینهی مردم شيراز تو بیخودی ريشميز بزنه تو درز و دِنگِش دنيا رو تی پس میگشت سمندر از شهر چه خبر! قربون اون آُفتابِ جِنگِش نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
|||||||||||||||||||
![]() |